انسکتاریوم

اماکن زمستان گذرانی سن گندم

به قول بچه ها میریم وسط کوهستان دنبال سوسک و پشه ... (منظورشون همون سن گندمه!)

دو ساله که با محمد شکروی آشنا شدم. خیلی پسره باحالیه! تو این دو سال با هم میریم کوه.

البته قبل از اینکه دست به کار بشیم یه صبحانه تقریبا مفصل میزنیم تو رگ!

شاید بعدش یه آبی هم خوردیم !!!

بعضی وقتا قبل از صعود نرمش می کنیم که بدنمون گرم شه ...

معمولا کار ما تو زمستون شروع میشه.

البته راستشو بخواید از آذر شروع میکنیم و تا فروردین هم ادامه داره.

چون منطقه کوهستانیه و احتمال حمله گرگ و کفتار و دوستان دیگشون هست

مجبوریم یه سری ابزارهای جنگی مثل چماق و چاقو (!) با خودمون داشته باشیم.

بعضی وقتا عمق برف اونقدر زیاد میشه که به سختی خودمونو جابجا میکنیم.

چه برسه به اینکه بخوایم بوته پیدا کنیم و زیرش دنبال سن بگردیم!

با این حال من یکی که عاشق کوهنوردی تو برفم

نمیدونید تنها تو دل طبیعت وسط کوهستان پر برف چه صفایی داره.

اونجاست که واقعا به عظمت خدا پی میبریم ... (البته فقط در حد فهم خودمون... تا حدی...)

ولی پایین اومدن از روی برفها یه چیز دیگه ست ...!

وقتی از اون بالا خودتو به دست جاذبه زمین میسپری و سر میخوری تا پایین

یه لذت همراه با ترس ... یه هیجان وصف نشدنی ...

وقتی کارت تموم بشه استراحت رو یه تخت سنگی با بالش و پتوی سنگی حالتو جا میاره!

توی کوهستان چیزای جالب و بعضی وقتا عجیب زیادی پیدا میشه ...

یه روز دیدیم یه بز بالای کوه زایمان کرده بود و از گله جا مونده بود

بیچاره همونجا تو سرما با بزغاله ش ایستاده بود ... بالای سرشون هم چند تا عقاب منتظر بودن تا...

خلاصه مجبور شدیم بزغاله رو با خودمون ببریم پایین ولی هر کاری کردیم نتونستیم مادرشو نجات بدیم

بعضی وقتا هم به سرمون میزد ادای غیر آدمیزادو در بیاریم!

 

این رخش صحراگرد که میبینید ماشین منه!

محمد میگفت این صخره مثل دماغ دوستشه!!!

ما هم چند تا عکس یادگاری با دماغ دوستش گرفتیم ...!

گاهی اوقات مجبور بودیم صخره های بزرگ رو کنار بزنیم تا بتونیم زیرش دنبال سن بگردیم !!!

محمد بعضی وقتا اون بالاها حس یوگا میگرفت و از خودش اداهای عجیب غریب در میاورد.

پیدا کردن آب زلال وسط کوه واقعا نعمت بزرگیه ...

استراحت زیر سایه درخت یا زیر سایه سنگ کنار یه چشمه کوچولو ... روح آدمو شاد میکنه!

بعضی وقتا هم بازرس میومد تا ببینه ما کارمونو درست انجام میدیم یا نه

البته فکر نکنم اونا به اندازه ما از این کار لذت میبردن ...

 

r.mehrazin@gmail.com